تحریم های یک جانبه آمریکا وچرخش دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران به شرق (2023-2018) | ||
| دولت پژوهی ایران معاصر | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 بهمن 1404 | ||
| نوع مقاله: سیاست خارجی ایران | ||
| نویسندگان | ||
| علی محمدشریفی* 1؛ ولی شیرپور2؛ پژمان الهامی طالشمیکائیل3 | ||
| 1استادیار علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی ، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی ، دانشگاه پیام نور، تهران ، ایران | ||
| 2استادیار گروه حقوق دانشگاه پیام نور- تهران:ایران | ||
| 3مدرس دانشگاه، گروه حقوق و علوم سیاسی ،دانشکده حقوق و علوم اجتماعی ، دانشگاه پیام نور، تهران ، ایران | ||
| چکیده | ||
| تحریمهای یکجانبه و فشار حداکثری ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، که با خروج این کشور از برجام تشدید شد، نه تنها به هدف اولیهی خود که تغییر رفتار یا تغییر نظام جمهوری اسلامی بود نرسید، بلکه به عنوان یک عامل تعیینکننده، محرک تحولی اساسی در جهتگیری کلان دیپلماتیک ایران در عرصهی بینالملل شد. این فشار سیستماتیک که دسترسی ایران به بازارهای جهانی، منابع مالی و فناوری را به شدت محدود کرد، دولت و نهادهای تصمیمساز ایران را بر آن داشت تا در جستجوی راهکارهایی برای شکستن انزوای تحمیلی و تضمین امنیت اقتصادی و سیاسی خود، استراتژی «چرخش به شرق» را نه به عنوان یک انتخاب، که به عنوان یک ضرورت اجتنابناپذیر در پیش بگیرند. تحریمهای یکجانبه ایالات متحده آمریکا، بهویژه پس از خروج رسمی این کشور از برجام در سال ۲۰۱۸، تأثیرات عمیق و چندلایهای بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران برجای گذاشتند. مقاله حاضر با هدف تحلیل رابطه میان فشارهای تحریمی و بازتعریف راهبرد دیپلماتیک ایران، به این پرسش اساسی پاسخ میدهد که چگونه ساختار تحریمها و ادراک نخبگان سیاسی، سیاست خارجی ایران را از غربگرایی به شرقگرایی سوق داده است. روش پژوهش، تحلیلی– تبیینی و مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی منابع اسنادی، بیانیههای رسمی، گفتار نخبگان، گزارشهای مؤسسات رسمی و ادبیات نظری است. چارچوب نظری مقاله، ترکیبی از نئورئالیسم (ساختار فشار) و نظریه سیاست خارجی نوین (ادراک و عاملیت) است. دادهها در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳ گردآوری و تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد سیاست فشار حداکثری آمریکا، در کنار شکست سازوکارهای جبرانی اروپا، به ایجاد نوعی بیاعتمادی ساختاری در تصمیمسازان ایران انجامید و بهتدریج مسیر سیاست خارجی را از تعامل با غرب به دیپلماسی شرقگرا و مشارکت در نظم غیرغربی تغییر داد. نمود های این تحول را میتوان در توافق ۲۵ ساله با چین، تعمیق همکاری با روسیه، عضویت در سازمان همکاری شانگهای و درخواست عضویت در بریکس مشاهده کرد. نتیجه آنکه، سیاست خارجی ایران در دوره پسابرجام، از الگوی واکنشی به راهبردی تغییر یافته و سیاست «موازنه در برابر سلطه» جایگزین «اعتمادسازی با غرب» شده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تحریمهای آمریکا؛ دیپلماسی شرقگرا؛ مقاومت فعال؛ سیاست خارجی ایران؛ پسابرجام | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 152 |
||