سازوکارهای هژمونیک شدن گفتمان جهادی–تکفیری سلفیت: تحلیل نقش عاملان سیاسی در چارچوب نظریه لاکلائو و موفه | ||
| سیاست دفاعی | ||
| مقاله 7، دوره 34، شماره 133 - شماره پیاپی 4، زمستان 1404، صفحه 171-192 اصل مقاله (619.89 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.47176/dpj.2026.1867 | ||
| نویسندگان | ||
| وحید میرزایی1؛ عباس صالحی نجف آباد ی* 2؛ قاسم ترابی3 | ||
| 1دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی و اندیشه های سیاسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی ،همدان،ایران. | ||
| 2دانشیار گروه علوم سیاسی و اندیشه های سیاسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی ،همدان،ایران. | ||
| 3استاد گروه علوم سیاسی و اندیشه های سیاسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی ،همدان،ایران. | ||
| چکیده | ||
| گفتمان جهادی–تکفیری سلفیت در دهههای اخیر، به یکی از گفتمانهای مسلط خشونتمحور در جهان اسلام بدل شده است. این گفتمان، با بهرهگیری از مفاهیم دینی، بحرانهای منطقهای، و خلأهای معنایی، توانسته است در شرایط بیثباتی سیاسی و اجتماعی، به سطحی از هژمونی برسد. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه گفتمان لاکلائو و موفه، به تحلیل سازوکارهای هژمونیک شدن این گفتمان از طریق نقشآفرینی عاملان سیاسی میپردازد. چارچوب نظری مقاله، بر مفاهیمی چون «هژمونی»، «دال شناور»، «زنجیره همارزی» و «سوژه گفتمانی» استوار است و امکان تحلیل چندلایهای از فرآیند تثبیت معنا را فراهم میسازد. در این راستا، نقش عاملان در چهار سطح روانشناختی، سیاسی، رسانهای و اقتصادی بررسی شده است. یافتهها نشان میدهد که ویژگیهای شخصیتی رهبران تکفیری، ضعف ساختاری دولتهای منطقه، دخالت قدرتهای فرامنطقهای، و بهرهبرداری رسانهای و تسلیحاتی، همگی در تولید سوژههای خشونتگرا و تثبیت دالهای مرکزی گفتمان تکفیری نقش داشتهاند. نتیجه پژوهش آن است که مقابله با این گفتمان، نیازمند بازآرایی مفاهیم اسلامی، تولید معناهای بدیل، و طراحی سیاستهای گفتمانمحور در حوزههای رسانه، آموزش دینی و امنیت منطقهای است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| گفتمان جهادی–تکفیری؛ سلفیت؛ نظریه لاکلائو و موفه؛ هژمونی؛ عاملان سیاسی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 147 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 70 |
||