رتبهبندی محرکهای روانآزاری ادراکی (گسلایتینگ) منابع انسانی براساس ابعاد فرسایش دانش (مورد مطالعه: دانشگاه لرستان): رویکرد ترکیبی دلفی فازی و مارکوس | ||
| مدیریت راهبردی دانش سازمانی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 تیر 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی با اصالت | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.47176/SMOK.2026.2015 | ||
| نویسندگان | ||
| سیده مریم موسوی زاده1؛ علی شریعت نژاد* 2؛ محسن عارف نژاد2؛ سید نجم الدین موسوی3 | ||
| 1دانشجوی دکتری مدیریت، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران | ||
| 2دانشیار گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران | ||
| 3استاد گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران | ||
| چکیده | ||
| هدف: روانآزاری ادراکی منابع انسانی به عنوان یکی از عوامل پنهان ولی مخرب در سازمانها، میتواند پیامدهای جدی از جمله فرسایش دانش سازمانی به همراه داشته باشد. با این حال، تاکنون مطالعهای به رتبهبندی محرکهای روانآزاری ادراکی براساس ابعاد فرسایش دانش نپرداخته است. از این رو، هدف پژوهش حاضر، رتبهبندی محرکهای روانآزاری ادراکی منابع انسانی براساس ابعاد فرسایش دانش در دانشگاه لرستان است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث گردآوری دادهها اکتشافی است که با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شده است. جامعه آماری شامل خبرگان (اساتید و کارکنان دانشگاه لرستان) میباشند که با روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری، 12 نفر از آنان انتخاب شدند. در بخش کیفی، با استفاده از مصاحبه، فهرست اولیه محرکها استخراج گردید. سپس با روش دلفی فازی، محرکها غربالگری شده و در بخش کمی، با بهرهگیری از روش مارکوس، اولویتبندی نهایی انجام شد. یافتهها: رتبهبندی نهایی نشان داد که به ترتیب اعمال قدرت از طریق شبکههای غیررسمی موازی با ساختار رسمی، نبود هرگونه سیستم گزارشدهی مستقل، ایمن و فراسازمانی، نهادینهسازی فرهنگ پنهانسازی و انکار اشتباهات به جای اصلاح آنها، وابستگی پیشرفت شغلی به روابط سیاسی و لابیگری داخلی و ترس فراگیر از عواقب افشای نقصهای سیستمی برای مدیران ارشد، مهمترین محرکهای روانآزاری ادراکی براساس ابعاد فرسایش دانش در دانشگاه لرستان هستند. بحث: یافتهها نشان داد که روانآزاری ادراکی در دانشگاه لرستان بیش از آنکه ناشی از رفتارهای فردی باشد، ریشه در ساختارهای قدرت غیررسمی، ضعف نهادی در نظارت و گزارشدهی و فرهنگ سیستمی پنهانکاری دارد. این محرکها از طریق تضعیف امنیت روانی، افزایش پنهانسازی دانش و تخریب حافظه سازمانی، به فرسایش سرمایههای دانشی دامن میزنند. نتیجهگیری: دانشگاه لرستان برای جلوگیری از فرسایش دانش، باید ابتدا سیستمهای گزارشدهی مستقل و ایمن ایجاد کرده، شبکههای غیررسمی قدرت را شفافسازی کنند و فرهنگ پذیرش و یادگیری از اشتباهات را جایگزین فرهنگ پنهانکاری نمایند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| گسلایتینگ؛ روان آزاری ادراکی منابع انسانی؛ فرسایش دانش؛ دانشگاه لرستان؛ دلفی فازی؛ روش مارکوس | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 83 |
||