تبیین و تحلیل راهبردهای کنشگری سبز در نظامهای سیاسی چندسطحی و متمرکز در اروپا و جمهوری اسلامی ایران | ||
| دولت پژوهی ایران معاصر | ||
| مقاله 2، دوره 12، شماره 2، تابستان 1405 | ||
| نوع مقاله: سیاست گذاری و حکمرانی سیاسی | ||
| نویسندگان | ||
| محمد یوسفی جویباری* 1؛ سعید ابراهیمی انور بیگلو2 | ||
| 1گروه علوم سیاسی روابط بین الملل، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران | ||
| 2دکتری روابط بین الملل دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد تبریز، تبریز، ایران | ||
| چکیده | ||
| این پژوهش با رویکردی تطبیقی و کیفی، به واکاوی تأثیر ساختار سیاسی بر شکل، گفتمان، راهبردها و میزان تأثیرگذاری کنشگری زیستمحیطی (کنشگری سبز) میپردازد. مطالعه حاضر دو بستر حاکمیتی متمایز را مورد بررسی قرار میدهد: یک بستر نهادیشده با ساختار فرصت سیاسی گشوده (نمونه موردی: اتحادیه اروپا) و یک بستر با حاکمیت بسیار متمرکز و محدودکننده فضای جامعه مدنی مستقل (نمونه موردی: یک دولت متمرکز). یافتههای پژوهش نشان میدهد که در بستر نهادیشده، کنشگری سبز در یک اکوسیستم تعاملی و چندصدا عمل میکند. در این فضا، گفتمان رادیکال جنبشهای اجتماعی خیابانی، گفتمان تکنوکراتیک نهادهای فراملی و گفتمان دولتساز احزاب سبز درون ساختار قدرت، در تعاملی دیالکتیکی، فرایند «امنیتیسازی» محیط زیست و تبدیل آن به اولویت سیاسی کلان را پیش برده و امکان تأثیرگذاری از مجراهای متنوع نهادی، قانونی، رسانهای و انتخاباتی را فراهم میآورند. در مقابل، در بستر فعالیتهای انجمنها و تشکلهای مردمنهاد، کنشگران را به سمت راهبردهای انطباقی، کمریسک و کم رمق سوق میدهد. در این الگو، کنشگری عمدتاً در گفتمان علمی یا مقبولیتساز بومی محدود شده، بر مسائل محلی و عینی متمرکز میشود و فاقد اتصال نهادی مؤثر به مراکز کلان تصمیمگیری و حکمرانی زیست محیطی جمهوری اسلامی ایران است. در نتیجه، تأثیرگذاری آن بر سیاستهای کلان توسعه، محدود باقی میماند و نمی تواند در سیاست های توسعه پایدار همه جانبه کشور موثر واقع شود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| کنشگری سبز؛ نظام سیاسی؛ جامعه مدنی؛ حکمرانی؛ محیطزیستگرایی؛ تشکل های مردم نهاد | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 102 |
||