مؤلفههای مدیریت راهبردی فرهنگی در گذار به تمدن نوین اسلامی | ||
| مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 شهریور 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| نویسنده | ||
| مرتضی نثاری* | ||
| دکتری مدیریت راهبردی فرهنگی، دانشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| زمینه و هدف: تمدن نوین اسلامی بهعنوان افق تمدنی انقلاب اسلامی، مستلزم ساماندهی آگاهانه و هوشمندانه فرهنگ در جامعه است. تحقق این هدف نیازمند نوعی مدیریت راهبردی فرهنگی است که با شناسایی مؤلفههای کلیدی، بتواند جهتگیریهای اصلی در عرصه فرهنگ را مشخص کند. ازاینرو، هدف این پژوهش شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای کلیدی مدیریت راهبردی فرهنگی در این مسیر است. روش: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) و با بهرهگیری از روش دلفی کلاسیک انجام شد. در مرحله نخست، با استفاده از پرسشنامه باز و تحلیل محتوای کیفی (کاپای کوهن ۰.۸۷)، مؤلفهها از دیدگاه خبرگان استخراج شد. در مرحله دوم، اهمیت مؤلفهها با پرسشنامه ساختاریافته مبتنی بر مقیاس لیکرت پنجدرجهای (آلفای کرونباخ ۰.۹۴) توسط ۱۶ خبره ارزیابی شد. در مرحله سوم، با ارائه بازخورد کنترلشده در دو دور، اجماع نهایی حاصل شد. جامعه پژوهش شامل ۱۶ نفر از صاحبنظران حوزههای فرهنگی و تمدنی بود. یافتهها: پنج مؤلفه کلیدی به ترتیب اولویت عبارتاند از: تربیت نسل تمدنساز، تبیین آرمانشهر تمدن نوین اسلامی، توسعه سرمایه انسانی متخصص، تدوین نقشه راهبرد فرهنگی کشور و ایجاد هماهنگی بینبخشی در تحول فرهنگی. ضریب توافق کندال در مرحله نهایی ۰.۹۱ بهدست آمد که نشاندهنده اجماع بالای خبرگان است. نتایج: یافتهها بیانگر آن است که مدیریت راهبردی فرهنگی برای گذار به تمدن نوین اسلامی مستلزم توجه همزمان به تربیت و توانمندسازی نیروی انسانی، تبیین گفتمان تمدنی و برنامهریزی راهبردی در سطح نهادی است. اولویتبندی بهدستآمده میتواند مبنایی برای سیاستگذاری و طراحی برنامههای فرهنگی قرار گیرد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| مدیریت راهبردی فرهنگی؛ تمدن نوین اسلامی؛ فن دلفی؛ اولویتبندی مؤلفهها؛ تربیت نسل تمدنساز | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 889 |
||