از ماکیاولی تا علامه مصباح یزدی؛ تقابل دو قرائت از نسبت اخلاق و سیاست در چارچوبی تمدنی | ||
| مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی | ||
| مقاله 10، دوره 5، شماره 19، پاییز 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| نویسنده | ||
| سجاد ایمانی پور* | ||
| دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه جامع امام حسین علیه السلام، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| پرسش از نسبت اخلاق و سیاست، از بنیادیترین مسائل فلسفه سیاسی است که نحوه پاسخ به آن، مستقیما بر الگوهای حکمرانی و صورتبندیهای تمدنی اثر میگذارد. این پژوهش با هدف تبیین دلالتهای تمدنی این نسبت، به تحلیل تطبیقی آرای نیکولو ماکیاولی و علامه مصباحیزدی بهعنوان دو نماینده شاخص از دو پارادایم سکولار و اسلام سیاسی میپردازد. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی با استفاده از آثار دو اندیشمند است. چارچوب تحلیل بر پنج محور انسانشناسی، جایگاه دین، تعریف سیاست، نسبت اخلاق و سیاست و مفهوم مصلحت عمومی استوار شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در اندیشه ماکیاولی، با ابتنا بر انسانشناسی واقعگرایانه افراطی و بدبینانه، سیاست بهمثابه عرصهای مستقل از اخلاق و معطوف به بقا و حفظ قدرت تعریف میشود و اخلاق به جایگاهی صرفا ابزاری و تابع مصلحت سیاسی فروکاسته میشود. در مقابل، در منظومه فکری علامه مصباحیزدی، با تکیه بر فطرت الهی انسان و غایتمندی حیات، سیاست در درون چارچوب دین بهطور عام و ذیل نظام اخلاقی آن بهطور خاص تعریف شده و بهعنوان ابزاری برای تحقق عدالت و سعادت حقیقی انسان تلقی میشود. بر این اساس، نهتنها هدف، بلکه ابزارهای سیاست نیز مقید به ارزشهای اخلاقی و دینیاند. تحلیل تطبیقی نشان میدهد که این دو رویکرد، به دو منطق متمایز تمدنی منجر میشوند. یکی منطق بقا و قدرت که به تولید تمدنی امنیتمحور، کارکردگرا و مبتنی بر مصلحت مادی میانجامد؛ و دیگری منطق هدایت و کمال که به شکلگیری تمدنی عدالتمحور، اخلاقی و غایتمدار منتهی میشود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| اخلاق؛ سیاست؛ مصباح یزدی؛ ماکیاولی؛ تمدن | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 98 |
||