ژانوس صلح و جنگ در سیستم پیچیده خلیج فارس | ||
| سیاست دفاعی | ||
| دوره 35، شماره 135 - شماره پیاپی 2، تابستان 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.47176/dpj.2026.1815 | ||
| نویسندگان | ||
| دانیال رضاپور* 1؛ صدیقه آذین2 | ||
| 1استادیار، گروه روابط بین الملل، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران. | ||
| 2دکتری، گروه روابط بین الملل، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران. | ||
| چکیده | ||
| این پژوهش با بهرهگیری از نظریه آشوب، دوگانگی صلح و جنگ را در سیستم پیچیده خلیج فارس به عنوان زیرسیستمی آشوبگونه از غرب آسیا بررسی و رفتار بازیگران در سطوح فرامنطقهای، منطقهای و غیردولتی از طریق مفاهیم پیشادولتملتی (مانند ساختارهای قبیلهای و امپراتوریهای تاریخی)، دولتملتی (دولتهای مدرن با حاکمیت متمرکز) و پسادولتملتی (بازیگران غیردولتی و نفوذهای فراملی) را مورد تفسیر قرار میدهد. در این سیستم رقابتهای منطقهای، نظیر محورسازی ایران یا نفوذ کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در کشورهای عربی بر پایه قواعد دولتملتی و پسادولتملتی عمل میکنند، در حالی که روابطی چون ایران-حزبالله عناصری پیشادولتملتی را تداعی میکنند. از این رو سؤال پژوهش اینگونه مطرح میشود که در شرایط بازی قدرتهای فرامنطقهای و منطقهای و بازیگران غیردولتی تأثیرگذار، جنگ و صلح در سیستم آشوبگونه خلیج فارس منوط به چه چیزی است و چگونه قابل تبیین است؟ فرضیه مطرحشده بیان میدارد که شرایط صلح و جنگ در خلیج فارس در این سیستم پیچیده و درهمتنیده منوط به شرایط چندقطبی و توازن قوای میان بازیگران، عوامل سنتی و مدرن و شرایط حاکمیتی موجود در آن است. نتایج نشان میدهد که سیستم غرب آسیا، با وجود شکنندگی و نوسان، پویایی خود را حفظ کرده و تحلیل صلح و جنگ به زمینههای زمانی و مکانی وابسته است، که این امر دوگانگی ژانوسوار منطقه را برجسته میسازد. روش تحقیق این مطالعه کیفی بر پایه تحلیل دادههای تاریخی و معاصر، با استفاده از چارچوب نظریه آشوب برای تفسیر رفتار بازیگران و مفاهیم پیشا دولت و پسادولتملتی برای تجزیه ساختارهای هویتی و حاکمیتی، انجام شده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| غرب آسیا؛ خلیج فارس؛ نظریه آشوب؛ وستفالی؛ جنگ و صلح | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 105 |
||