بحران پیروزی در جنگهای نامتقارن تبیین شکاف میان موفقیت تاکتیکی و ناکامی راهبردی اسرائیل در غرب آسیا (2006-2026) | ||
| مدیریت و پژوهشهای دفاعی | ||
| دوره 25، شماره 112، تابستان 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| نویسندگان | ||
| محمد جلالی فر* 1؛ بهزاد قاسمی2 | ||
| 1دانشگاه امام حسین | ||
| 2هیات علمی دانشگاه امام حسین(ع) | ||
| چکیده | ||
| مقاله حاضر به تبیین شکاف میان موفقیت تاکتیکی و ناکامی راهبردی رژیم صهیونیستی در جنگهای نامتقارن غرب آسیا طی دوره ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۶ میپردازد. پرسش اصلی این است که چرا رژیم صهیونیستی علیرغم برخورداری از برتری نظامی، اطلاعاتی و فناورانه، در تبدیل موفقیتهای تاکتیکی به پیروزی راهبردی ناکام مانده است. فرضیه مقاله بر این اصل استوار است که برتری نظامی رژیم صهیونیستی به دلیل یادگیری تطبیقی بازیگران نامتقارن، بازتولید ظرفیت مقاومت، محدودیتهای سیاسی و فرسایش بازدارندگی، به پیروزی راهبردی پایدار منجر نمیشود. چارچوب نظری بر پایه واقعگرایی ساختاری تدافعی با ارائه مدل «شکاف تاکتیکی ـ راهبردی» و مفهوم «بحران پیروزی» توسعه یافته است. یافتهها نشان میدهد که رژیم صهیونیستی در دوره ۲۰۲۳-۲۰۲۶ از برتری بیسابقهای در هفت مؤلفه کلیدی (پدافند هوایی چندلایه، پهپادهای خودران، هوش مصنوعی، جنگ سایبری، برتری فضایی، اکوسیستم نوآوری و حمایت آمریکا) برخوردار بوده، اما شش عامل ساختاری و راهبردی شامل تقدم نهاد نظامی بر سیاستگذاری، ناکارآمدی نظارت مدنی، رشد افراطگری راستگرا، نبود چارچوب راهبردی روشن، شکاف میان تصویر نظامی و واقعیت راهبردی، و محدودیتهای جمعیتی مانع تبدیل این موفقیتها به دستاوردهای راهبردی شدهاند. یادگیری تطبیقی مقاومت از طریق ساختار فرماندهی غیرمتمرکز، دکترین «دفاع موزاییکی» و بازتعریف پیروزی به بقا و تحمیل هزینه، بازدارندگی رژیم صهیونیستی را فرسایش داده است. مقاله با ارائه مدل «شکاف تاکتیکی - راهبردی»، نشان میدهد برتری نظامی رژیم صهیونیستی در جنگهای نامتقارن (۲۰۲۶-۲۰۰۶) به دلیل یادگیری تطبیقی مقاومت، بازتولید ظرفیت، محدودیتهای ساختاری و فرسایش بازدارندگی، به پیروزی راهبردی نمیانجامد و نظریههای کلاسیک قدرت نیازمند بازتعریف هستند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| جنگ نامتقارن؛ بازدارندگی؛ موفقیت تاکتیکی؛ شکست راهبردی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 85 |
||