مدلسازی غیرخطی تعامل عوامل اخلاقی، فرهنگی و ساختاری بر نیت افشای دانش حساس با روش سطح پاسخ: مقایسه انسان و هوش مصنوعی | ||
| مدیریت راهبردی دانش سازمانی | ||
| دوره 8، شماره 3 - شماره پیاپی 30، پاییز 1404، صفحه 89-113 اصل مقاله (1.57 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی با اصالت | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.47176/smok.2025.1929 | ||
| نویسندگان | ||
| علی اصغر عبدشاهی* 1؛ حجت رضایی ارجمند2؛ شروین وحیدیان قزوینی3 | ||
| 1دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران | ||
| 2گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران | ||
| 3دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیک کاربردی، گروه فیزیک کاربردی، دانشکده فیزیک و کیهانشناسی، دانشگاه بلونیا، بلونیا، ایتالیا | ||
| چکیده | ||
| هدف: با توجه به افزایش اهمیت شفافیت، پاسخگویی و مقابله با فساد در سازمانهای دولتی، افشای آگاهانه دانش حساس بهعنوان یک رفتار داوطلبانه و اخلاقمدار در بطن خطمشیگذاری عمومی اهمیت یافته است. این پژوهش با هدف مدلسازی تأثیر توأمان و غیرخطی سه متغیر «تمایل اخلاقی فردی»، «فرهنگ اشتراک دانش اخلاقی» و «موانع ساختاری اشتراک دانش» بر «نیت افشای دانش حساس» و مقایسه الگوی انسانی با مدل هوش مصنوعی گروک-3 در بین کارکنان ادارات خدماتی استان لرستان انجام شد. روش پژوهش: تحقیق حاضر از نوع کاربردی- توصیفی و آزمایشی است و با بهرهگیری از طراحی مرکب مرکزی و روش سطح پاسخ انجام گرفت. جامعه آماری شامل 700 نفر از کارکنان ادارات خدماتی استان لرستان و حجم نمونه 385 نفر بود که با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه سناریو محور با ۱۵ ترکیب سهسطحی بر اساس و مقیاس لیکرت ۷ درجهای برای سنجش نیت افشای دانش بود. روایی محتوایی با نظر پنج متخصص و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ 86/0 تأیید شد. دادهها با استفاده از نرمافزار دیزاین اکسپرت نسخه 13 و برازش مدل درجه دوم تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد هر سه متغیر مستقل در سطح 1 درصد اثر معناداری بر نیت افشا دارند. ضریب مربعی «تمایل اخلاقی فردی» منفی و معنادار بود که نشاندهنده اشباع اثر آن در سطوح بالا است، در حالی که «فرهنگ اشتراک دانش اخلاقی» و «موانع ساختاری» اثری خطی و مستقیم داشتند. مدل هوش مصنوعی نیز روند مشابهی را نشان داد ولی ضریب خطی «تمایل اخلاقی» را بیش از دو برابر تخمین زد. در شرایط بهینه (تمایل=۷، فرهنگ=۷، موانع=۱)، نیت افشا در مدل انسانی برابر 55/5 و در مدل هوش مصنوعی برابر ۷ محاسبه شد که حدود ۲۶ درصد تفاوت را نشان میدهد. نتیجهگیری: نیت افشای دانش حساس متأثر از ترکیب اخلاق فردی، زمینه فرهنگی و موانع ساختاری است و در شرایط بهینه نیز بهطور کامل تحقق نمییابد. یافتهها بیانگر آن است که هوش مصنوعی در شناسایی روندهای کلی عملکرد قابل قبولی دارد، اما نمیتواند پیچیدگیهای روانشناختی و اجتماعی کارکنان را بهطور کامل بازنمایی کند. اصالت/ارزش: این پژوهش نخستین مطالعه ایرانی است که با استفاده از ترکیب روش سطح پاسخ و مدل زبانی گروک-3 به تحلیل غیرخطی و مقایسه انسان–هوش مصنوعی در حوزه افشای دانش حساس میپردازد. استفاده همزمان از سناریوهای طراحیشده، مدلسازی سطح پاسخ و الگوریتمهای زبانی پیشرفته، مرزهای رایج روششناسی در تحلیلهای رفتاری را توسعه میدهد و زمینه تدوین خطمشیهای هوشمندانهتری را برای ارتقاء شفافیت سازمانی فراهم میسازد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| افشای دانش حساس؛ رفتار سازمانی؛ ساختار سازمانی؛ روش سطح پاسخ؛ مدلسازی غیرخطی؛ مدیریت دانش؛ هوش مصنوعی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 616 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 323 |
||