دموکراسیسازی و چالشهای دولت ـ ملتسازی در عراق بعد از سال 2003 | ||
| فصلنامه آفاق امنیت | ||
| دوره 14، شماره 52، پاییز 1400، صفحه 133-158 اصل مقاله (740.78 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| نویسندگان | ||
| محمدرضا فراتی1؛ افشین زرگر* 2؛ میرابراهیم صدیق3؛ سجاد طایفه4 | ||
| 1دانشجوی دکتری، گروه روابط بینالملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران | ||
| 2نویسنده مسئول: استادیار، گروه روابط بینالملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران | ||
| 3استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران | ||
| 4کارشناسی ارشد حقوق بین الملل ،واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران | ||
| چکیده | ||
| غرب آسیا ازجمله مناطقی است که کشورهای آن نسبت به سایر مناطق جهان، روند دولت ـ ملتسازی موفقی را طی نکردهاند. از مهمترین دلایل این مسأله، میتوان به ساختگیبودن اکثر کشورهای غرب آسیا و سربرآوردن آنها از قراردادهای بعد از جنگ جهانی اول و بهتبع آن، عدم انطباق دولت با ملت اشاره کرد؛ بنابراین هم نقشه جغرافیایی و وضعیت مرزها و هم حکومت این کشورها، توسط قدرتهای خارجی شکل گرفت. عراق نیز به همین دلایل همواره با عدم تجانس قومی ـ مذهبی، سلطه همراه با سرکوب گروه اقلیت بر سایر گروهها و درنتیجه با تنش و بیثباتی مواجه بوده است. این مسأله را با این سؤال میتوان بررسی کرد که دولت ـ ملتسازی در عراق بعد از سقوط صدام با چه چالشها و آسیبهایی مواجه بوده است؟ فرضیه این است که چالشهای داخلی و خارجی مختلفی؛ مانند وجود شکافهای قومی، مذهبی و نژادی، عدم شکلگیری و تثبیت هویت ملی و مداخلات خارجی، باعث عدم دستیابی به دولت ـ ملتسازی موفق در عراق شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی آسیبشناسانه روند دولت ـ ملتسازی در عراق بعد از سال 2003 بهمنظور ارائه راهکاری در این زمینه است. مقاله حاضر از نوع توصیفی ـ تبیینی است و اطلاعات و دادهها با روش کتابخانهای جمعآوری شده است. یافتهها نشان میدهد که بعد از سقوط صدام، اشباع سرزمینی، همبستگی و یکپارچگی ملی و ثبات سیاسی در عراق تأمین نشده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| غرب آسیا؛ دولت ـ ملتسازی؛ شکافهای قومی و مذهبی؛ اشباع سرزمینی؛ عراق. | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 524 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 552 |
||