ارزیابی عملکرد روشهای مدولاسیون و کدگذاری تطبیقی در کانالهای مخابرات بی سیم | ||
| پدافند الکترونیکی و سایبری | ||
| مقاله 8، دوره 10، شماره 1 - شماره پیاپی 37، بهار 1401، صفحه 99-108 اصل مقاله (927.3 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| نویسندگان | ||
| حمیدرضا خدادادی* 1؛ سید حسین فتاح الحسینی2؛ علی گلستانی2 | ||
| 1استادیار، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران | ||
| 2کارشناسی ارشد، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| نیاز به انتقال دادههای با نرخ بالا از یک طرف و محدودیت منابع در دسترس بهخصوص کمبود طیف فرکانسی از طرف دیگر، مهمترین چالش پیش روی شبکههای مخابراتی با استانداردهای G4، مانندWiMAX ، LTE و TD-SCDMA است که منجر به ابداع روشهایی جهت بهبود بازدهی طیفی (SE) شده است. ازجمله این روشها، مدولاسیون و کدگذاری وفقی (AMC) است که در آن فرستنده، طرح مدولاسیون و کدگذاری (MCS) خود را بر اساس شرایط کانال و با رعایت محدودیت احتمال خطا از یک مجموعه معین انتخاب میکند. در این مقاله، عملکرد دو روش AMC با طرح مدولاسیون و کدگذاری یکسان، یکی با روش ماشین وضعیت مور و دیگری با روش زنجیرهی مارکوف حالت محدود مرتبهی اول شبیهسازی شده است. نوآوری این مقاله، مقایسه و ارزیابی عملکرد این دو روش در یک محیط رایلی و استخراج حالت بهینه است. در هریک از این دو روش، هر وضعیت با یک جفت مرتبهی مدولاسیون و نرخ کدگذاری نشان داده میشود. طرحهای موردنظر، مدولاسیونهای QPSK، QAM16 و QAM64 و کدهای بلوکی با نرخ 2/1، 3/2 و 4/3 هستند. در روش مور وفقی، تطبیق طرح مدولاسیون و کدگذاری بر اساس ضریب تضعیف متوسط کانال انجام میشود و در روش مارکوف وفقی، بر اساس نسبت سیگنال به نویز (SNR) متوسط کانال انجام میشود. نتایج شبیهسازی نشان میدهد که بهرهوری طیفی روش مور در نسبت سیگنال به نویزهای پایین از 9 تا 13.35 دسیبل 31.6% و در نسبتهای سیگنال به نویز متوسط از 13.35 تا 18.6 دسیبل 7.9% بهتر از بهرهوری طیفی روش مارکوف وفقی است. همچنین بهرهوری طیفی روش مارکوف در نسبت سیگنال به نویزهای بالا از 18.6 تا 22 دسیبل 52.1% بهتر از بهرهوری طیفی روش مور وفقی است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| بهرهوری طیف؛ شاخص کیفیت کانال؛ ضریب تضعیف کانال؛ مدولاسیون و کدگذاری وفقی؛ نرخ خطای بیت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 783 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 578 |
||