راهبرد امنیتی آمریکا در افغانستان (2021-2001) مبتنی بر واقعگرایی تهاجمی جان مرشایمر | ||
| مطالعات راهبردی آمریکا | ||
| مقاله 5، دوره 2، شماره 3 - شماره پیاپی 7، پاییز 1401، صفحه 153-180 اصل مقاله (865.3 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.27834743/ASS.2206.1104 | ||
| نویسندگان | ||
| علی اکبرپور آلمه جوقی* 1؛ محمدرضا صالحی وثیق2؛ محمدباقر مکرمی پور3 | ||
| 1نویسنده مسئول: کارشناسی ارشد، علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور، قوچان، ایران | ||
| 2دانشجوی دکتری، علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 3دانشجوی دکتری، علوم سیاسی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| از زمان حادثه 11 سپتامبر 2001، آمریکا راهبردهای امنیتی خود را تغییر داد و بنا را بر جنگ علیه تروریسم با خروج از حالت تدافعی گذاشت. آمریکا با تکیه بر این واقعیت که قدرت کشورها در گرو اهمیت مناطقی است که تحت نفوذ دارند، استراتژی امنیتی خود را با حمله به افغانستان به واقعگرایی تهاجمی و تجاوز پیشدستانه تغییر داد. در پاسخ به این سؤال که راهبرد امنیتی آمریکا در افغانستان 2020-2002 چه تبعانی داشته، این فرضیه مطرح گردید که راهبرد امنیتی آمریکا در افغانستان بر پایه سیاست تعادلسازی و تجاوز پیشدستانه، تبعات منفی بر این کشور در پی داشت. در این راستا، از واقعگرایی تهاجمی جان مرشایمر بهعنوان چارچوب نظری استفاده شد و اطلاعات به روش کیفی و با استفاده از منابع کتابخانهای جمعآوری و به روش توصیفی-تحلیلی بررسی شد. نتایج نشان داد که حضور نظامی آمریکا در افغانستان بر پایه تجاوزی پیشدستانه و سیاست تعادلسازی در برابر قدرتهای رقیب بوده است و این سیاست نهتنها منجر به مقابله با گروههای تروریستی، سازماندهی نیروهای امنیتی-نظامی، کاهش جنگ داخلی و ارتقای امنیت ملی افغانستان نگردید، بلکه بر میزان اقدامات تروریستی، میزان تلفات نیروی انسانی و در مجموع بر فقر و ناامنی در این کشور نیز افزود. در واقع، راهبرد امنیتی آمریکا در افغانستان در چارچوب متعادلسازی قدرت و جلوگیری از ظهور سلطهگر و دوام در سیستم بینالمللی بوده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| آمریکا؛ افغانستان؛ راهبرد امنیتی؛ واقعگرایی تهاجمی؛ جان مرشایمر | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 864 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 566 |
||