عوامل موثر بر فرزندآوری با تاکید بر شبکههای اجتماعی مجازی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فصلنامه فرهنگی- تربیتی زنان و خانواده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 2، دوره 18، شماره 64، پاییز 1402 اصل مقاله (717.25 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نرجس کیانپور1؛ سید علی رحمان زاده* 2؛ نوروز هاشم زهی3 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1کارمند | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشیار، گروه علوم ارتباطات اجتماعی،دانشکده علوم انسانی،دانشگاه آزاد تهران شمال ، تهران،ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 3دانشگاه آزاد واستادیار،گروه علوم ارتباطات اجتماعی،دانشکده علوم انسانی،دانشگاه آزاد تهران شمال،تهران،ایراناحد تهران شرق | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف پژوهش شناسایی عوامل موثر بر گرایش به فرزندآوری با تاکید بر شبکههای اجتماعی مجازی است. جامعه آماری، زوجهای تکفرزند و یا بیفرزند منطقه چهار شهر تهران است که برحسب اشباع نظری و نمونهگیری هدفمند از 15 زوج، مصاحبه به عمل آمد. برای تحلیل دادهها از راهبرد کیفی نظریه دادهبنیاد استراوس و کوربین و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. جهت اعتبارسنجی از کدگذاری شخص ثالث استفاده شد تا از درستی کدگذاری و سلیقهای نبودن درک محقق از مضمون مصاحبهها اطمینان حاصل شود. بر مبنای نتایج، مدل پژوهش در چارچوب شش مقوله؛ شرایط علی شامل شرایط بد اقتصادی، شکلگیری فرهنگهای جدید و ناپایداری سیاسی، شرایط زمینهای دربرگیرنده فشارهای رسانهای، باورها و گرایشهای عمومی، چشموهمچشمیها، غلبه و هجمه اینفلوئنسر های مجازی، شرایط میانجی یا مداخلهگر شامل افزایش توقعات خانوادهها، دشواری تأمین هزینههای کودک، ترس از مسئولیت، نگرانی بابت ثبات کشور و اخبار نگران کننده، مقوله محوری شامل ترس از مسئولیت، راهبردها شامل حضور مثبت در فضای مجازی، تبلیغ فرزندآوری در این فضا، ارائه الگوهای خوب در فضای مجازی، تسهیل وضعیت اقتصادی، برگزاری جلسات تحلیلی در این فضا، پیامدها شامل کاهش ترس زوجین جوان، ایجاد لذت فرزند داشتن و فرزند آوری، افزایش گرایش به ازدواج و به حاشیه راندن صفحات معاند میباشد. بر مبنای نتایج پژوهش، هر چه حضور در فضای مجازی در راستای احیای سلامت جامعه و جمعیت کشور بالاتر باشدُ بیشتر شاهد ایجاد لذت فرزند داشتن و فرزند آوری در بین زوجهای جوان و افزایش گرایش به ازدواج هستیم. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شبکههای مجازی؛ ازدواج؛ خانواده؛ تکفرزندی؛ بیفرزندی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
عوامل موثر بر فرزندآوری با تاکید بر شبکههای اجتماعی مجازی نرجس کیانپور[1]| سیدعلی رحمانزاده [2]| نوروز هاشمزهی [3] چکیده هدف پژوهش شناسایی عوامل موثر بر گرایش به فرزندآوری با تاکید بر شبکههای اجتماعی مجازی است. جامعه آماری، زوجهای تکفرزند و یا بیفرزند منطقه چهار شهر تهران است که برحسب اشباع نظری و نمونهگیری هدفمند از 15 زوج، مصاحبه به عمل آمد. برای تحلیل دادهها از راهبرد کیفی نظریه دادهبنیاد استراوس و کوربین و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. جهت اعتبارسنجی از کدگذاری شخص ثالث استفاده شد تا از درستی کدگذاری و سلیقهای نبودن درک محقق از مضمون مصاحبهها اطمینان حاصل شود. بر مبنای نتایج، مدل پژوهش در چارچوب شش مقوله؛ شرایط علی شامل شرایط بد اقتصادی، شکلگیری فرهنگهای جدید و ناپایداری سیاسی، شرایط زمینهای دربرگیرنده فشارهای رسانهای، باورها و گرایشهای عمومی، چشموهمچشمیها، غلبه و هجمه اینفلوئنسر های مجازی، شرایط میانجی یا مداخلهگر شامل افزایش توقعات خانوادهها، دشواری تأمین هزینههای کودک، ترس از مسئولیت، نگرانی بابت ثبات کشور و اخبار نگران کننده، مقوله محوری شامل ترس از مسئولیت، راهبردها شامل حضور مثبت در فضای مجازی، تبلیغ فرزندآوری در این فضا، ارائه الگوهای خوب در فضای مجازی، تسهیل وضعیت اقتصادی، برگزاری جلسات تحلیلی در این فضا، پیامدها شامل کاهش ترس زوجین جوان، ایجاد لذت فرزند داشتن و فرزند آوری، افزایش گرایش به ازدواج و به حاشیه راندن صفحات معاند میباشد. بر مبنای نتایج پژوهش، هر چه حضور در فضای مجازی در راستای احیای سلامت جامعه و جمعیت کشور بالاتر باشدُ بیشتر شاهد ایجاد لذت فرزند داشتن و فرزند آوری در بین زوجهای جوان و افزایش گرایش به ازدواج هستیم. کلیدواژهها: شبکههای مجازی، ازدواج، خانواده، تکفرزندی، بیفرزندی.
[1]. دانشجوی دکتری، گروه علوم ارتباطات اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. [2]. نویسنده مسئول: استادیار، گروه علوم ارتباطات اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. alirahmanzadeh@gmail.com [3]. استادیار، گروه علوم ارتباطات اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. مقدمه روش پژوهش پژوهش حاضر به شیوه کیفی و با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد[1] انجام میگیرد. نظریه داده بنیاد برای شناسایی فرایندها در بستر اجتماعیشان و تجزیهوتحلیل و تفسیر عوامل و وضعیتهای مرتبط با فرایندها مناسب است و از سوی دیگر به شناسایی، توصیف و توضیح فرایندهای تعاملی بین افراد و گروهها در یک بستر اجتماعی میپردازد (پولیت و هانگلر[2]، 2006). جامعه آماری پژوهش، زوجهای تکفرزند و یا بیفرزند در منطقه چهار شهر تهران در سال 1400 است که با 15 نفر از آنها مصاحبه عمیق صورت گرفت. بهمنظور غنای پژوهش، تلاش شد تا با افرادی که شخصاً موضوع پژوهش را تجربه کردهاند و علاقمند به همکاری بودند مصاحبه صورت گیرد. با توجه به هدف پژوهش، از روش نمونهگیری در دسترس برای مصاحبه استفاده شد. جمعآوری اطلاعات تا زمان رسیدن به اشباع رسیدن دادهها ادامه پیدا کرد. بهتدریج کدگذاری متن مصاحبهها و تجزیهوتحلیل دادهها منجر به جمعبندی و طبقهبندی دادهها شدند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روش استراوس و کوربین[3](1998) شامل سه مرحله کدگذاری باز[4]، کدگذاری محوری[5] و کدگذاری انتخابی[6] استفاده شد. در مرحله کدگذاری باز، متن کلیه مصاحبهها به صورت جداگانه و خط به خط مطالعه، مفاهیم و سپس مقولههای آنها استخراج گشت. در مرحله کدگذاری محوری، مقولههای استخراج شده از هر مصاحبه را باهم و با مقولههای سایر مصاحبهها مقایسه و مقولهها را یکپارچه کردیم. برای مقولهها در صورت لزوم زیر مقولهها، خصوصیات و ابعاد تعریف نمودیم. در مرحله کدگذاری انتخابی، مقولهها و ابعاد آنها، مقایسه و یکپارچه شده، طبقات نهایی به دست آمدند؛ که گام اول برای استخراج مدل از دادهها است. برای اطمینان از روایی و پایایی پژوهش، پرسشهای مصاحبه به تأیید چند متخصص رسانده شد. لینکلن و گوبا در ارزیابی مطالعات کیفی به معیارهای اعتمادپذیری[7]، باورپذیری[8]، اطمینانپذیری[9]، انتقالپذیری[10] و تصدیقپذیری[11] اشاره نمودند (فلیک، 2009، ترجمه جلیلی، 1387). برای دستیابی به این موارد، اقدامات زیر انجام شد: پیادهسازی مصاحبهها و تحلیل مداوم و همراه با گردآوری داده در طول انجام مصاحبهها، بررسی نحوه کدگذاری مصاحبهها توسط متخصصی دیگر برای اطمینان از درستی کدگذاری و سلیقهای نبودن درک محقق از مضمون مصاحبهها. در این پژوهش 15 مشارکتکننده حضور داشتند که تعداد 9 نفر را زن و 6 نفر را مرد تشکیل دادند. همه افراد متأهل بوده و حداقل 10 سال سابقه تأهل داشتهاند. از این تعداد 8 نفر کارمند اداری و دولتی و 7 نفر دارای شغل آزاد بودند. همچنین تعداد 10 نفر از حاضرین دارای یک فرزند و 5 نفر فاقد فرزند بودند. جدول 1: وضعیت جمعیتشناختی مشارکتکنندگان
بر مبنای تئوری داده بنیاد و رویکرد استراوس و کوربین، هر پدیده شامل شش مقوله محوری، یکسری شرایط علی، مجموعهای از شرایط زمینهای و مداخلهگر، تعدادی راهبرد برای تأثیرگذاری بر مقوله محوری و نهایتاً مجموعهای از پیامدهاست. پس از پیادهسازی مصاحبهها، در گام اول اقدام به کدگذاری باز شد. نتایج چند مورد از این کدگذاری در جدول (2) نشان داده شده است.
جدول 2: کدگذاری باز مصاحبههای انجام شده
در مرحله بعد، اقدام به کدگذاری محوری و انتخابی شد. هدف از کدگذاری محوری ایجاد رابطه بین مقولههای تولید شده در مرحله کدگذاری باز است. اساس ارتباطدهی در کدگذاری محوری بر بسط و گسترش یکی از مقولهها قرار دارد. کدگذاری انتخابی بر اساس نتایج کدگذاری باز و کدگذاری محوری، مرحله اصلی نظریهپردازی است. به این ترتیب که مقوله محوری را به شکل نظاممند به دیگر مقولهها ربط داده و آن روابط را در چارچوب یک روایت ارائه کرده و مقولههایی را که به بهبود و توسعه بیشتری نیاز دارند، اصلاح میکند. کدگذاری مصاحبهها نشان داد که عوامل مربوط به مدل پارادایمی شبکههاى اجتماعى مجازى بر تکفرزندی و بیفرزندی والدین در قالب طبقهبندی به شرح جدول(2) مقولهها ذکر شده است.
جدول 3: کدگذاری باز و محوری داده ها
پس از شناسایی مقولهها و مفاهیم و جای دادن آنها در عوامل بیان شده، محقق آنها را در چارچوب شرایط علی، زمینهای، شرایط میانجی، راهبردهای کنش/کنش متقابل و پیامدها قرار داد و ارتباط بین آنها نیز با فلشهایی مشخص شد. طبق مدل پارادایمی نظریه دادهبنیاد به شرح ذیل میباشد:
شکل 1: عوامل موثر بر فرزندآوری با تاکید بر شبکههای اجتماعی مجازی بحث و نتیجهگیری هدف پژوهش حاضر شناسایی تعیینکنندههای گرایش به فرزندآوری با تاکید بر شبکههای اجتماعی مجازی است. رسانههای نوین بهویژه شبکههای اجتماعی مجازی منجر به تحول در شدت و میزان ارتباط انسانها در اقصی نقاط جهان شدهاند و تأثیرات عمیقی بر جنبههای اجتماعی افراد داشته است. به طوری که به نظر قربانی و همکاران (1395) شبکههای اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای ارتباطی، با قابلیت و امکانات خود تأثیرات عمیقی بر جنبههای اجتماعی کاربران در جوامع گوناگون داشتهاند. یکی از مسائل مهم مسئله جمعیت میباشد؛ بهطوری که نتایج پژوهشهای صورت گرفته (شجاعی و عرفانی، 1398؛ فروتن و بیژنی، 1399) نشان داد که روند رشد جمعیت و نسبت فرزندآوری در حال کاهش است. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل موثر بر گرایش به فرزندآوری با توجه به نقش شبکههای اجتماعی مجازی شامل یکسری شرایط علی، زمینه، شرایط میانجی یا مداخلهگر، مقوله محوری، راهبردها و پیامدها میباشد. اصلیترین شرایط زمینهای شامل فشارهای رسانهای، باورها و گرایشهای عمومی، چشموهمچشمیها، تأثیرپذیری، غلبه و هجمه سلبریتیهای مجازی و الگوپذیری است. در واقع زمینههای اصلی شکلگیری این پدیده را میتوان در غلبه فضای مجازی بر زندگیهای امروز دانست؛ جایی که افراد ارزشها و باورهای خود را از فضای مجازی دریافت میکنند و این فضا به اذهان عمومی شکل میدهد و باعث میشود که افراد زمینههای گرایش به تکفرزندی را پیدا کنند. این نتیجه با یافتههای شرفالدین و اسماعیلی (1393) مطابقت دارد. نتایج پژوهش آنها بیانگر این است که اکثر رسانهها کمکی به تحکیم بنیان خانواده نمیکنند. از سوی دیگر، نتایج پژوهش حاضر با یافتههای قربانی و همکاران(1395) مطابقت ندارد. نتایج آنها نشان داد که استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی بر کاهش تمایل به باروری تاثیری نداشته است. این در حالی است که شبکههای اجتماعی از طریق الگوسازی و تغییر سبک زندگی بر زادآوری تأثیرگذار است. شرایط علی مستقیماً بر پدیده اصلی یعنی ترس از مسئولیت اثر میگذارند. این مؤلفهها شامل شرایط بد اقتصادی، شکلگیری فرهنگهای جدید و ناپایداری سیاسی است. در واقع در دورهای که به سر میبریم مسائلی نظیر شرایط بد اقتصادی در کنار ناپایداریهای سیاسی و افزایش بیرویه قیمت دلار و تورم افسارگسیخته سبب شدهاند تا شاهد آن باشیم که افراد نمیخواهند زیر بار مسئولیت بروند. مطابق با یافته نظری (1399) مسئله جمعیت تحت تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قرار دارد. در همین رابطه شرایط مداخلهگر سومین دسته از مؤلفههایی هستند که از بیرون بر شکلگیری گرایش به فرزندآوری اثر میگذارند. این مؤلفهها شامل افزایش توقعات خانوادهها، دشواری تأمین هزینههای کودک، نگرانی بابت ثبات کشور و گسترش اخبار نگران کننده است. امروز در فضای مجازی غلبه با اخبار بد و ناامید کننده است که باعث میشود ترس در تصمیمگیریها بیشتر شود. در واقع زمانی که افراد هر روز اخبار ناامید کننده از شرایط اقتصادی و بهداشتی میشنوند و هر روز بیشتر احساس میکنند که وضعیت جامعه به سمتوسوی بد حرکت میکند در نتیجه بدیهی است که گرایش به ازدواج و فرزندآوری کاهش بیابد. بر مبنای نتایج پژوهش خدیوزاده[12] و همکاران(2013) شبکههای اجتماعی از طریق چهار مقوله ادراک از زادآوری در ارتباط با شبکه اجتماعی، انواع مختلف تاثیر شبکه اجتماعی، قضاوتهای ذهنی نسبت به منافع شبکه اجتماعی و تناسب آن با زندگی فرد و تعامل زنان با شبکه اجتماعی بر قصد داشتن نخستین فرزند افراد مورد مطالعه تاثیرگذار بودند. مطابق با یافتههای لی[13] و همکاران(2018) با گسترش ارتباطات در فضای مجازی، روابط بین اعضای خانواده به سردی میگراید. سردی روابط خانوادگی را میتوان به سبب داشتن تجربیات زیستی متفاوت بین اعضای خانواده دانست. والدین و فرزندان کمتر در فضاهای مشترک فیزیکی و عاطفی و اطلاعاتی و تفریحی واقعی، خاطرات مشترکی را با هم تجربه میکنند. این کاهش اشتراکات عاطفی و فکری و اطلاعاتی به تفاوت در منظر و دیدگاه آنها دامن میزند و در نتیجه هر کدام از این دو، زندگی را از دید خود تفسیر متفاوت میکنند. مطابق با یافتههای پژوهش اصلیترین راهبردها جهت مدیریت این امر حضور مثبت در فضای مجازی، تبلیغ فرزندآوری در این فضا، ارائه الگوهای خوب در فضای مجازی، تسهیل وضعیت اقتصادی و برگزاری جلسات تحلیلی در این فضا است. در واقع زمانی که ما میبینیم فضای مجازی تبدیل به ابزاری برای سیاهنمایی و سمپاشی شده است که امید نسل جوان را هدف گرفتهاند ضمن اصلاح زیرساختها و مؤلفههای تشدید کننده وضع موجود، ضمن اصلاح نظام اقتصادی و بهبود قدرت خرید و تأمینکنندگی عمومی لازم است تا در فضای مجازی نیز حضوری مستقیم و مثمر ثمر داشته باشیم تا از این طریق بتوانیم به مقابله با دشمن بپردازیم. طبیعی است که در صورت اجرای درست این راهبردها شاهد پیامدهایی خواهیم بود که منجر به قوامگیری هر چه بیشتر سرزمینمان خواهد بود. از جمله پیامدهای اجرای این راهبردها میتوان به کاهش ترس زوجهای جوان از مسئله ازدواج و فرزند آوری اشاره کرد چرا که طبعاً زمانی که علل و ریشههای شکلگیری یک مشکل از بین برود آن مسئله سیر طبیعی خود را پیدا خواهد کرد، همچنین از دیگر پیامدهای کاربست این راهبردها میتوان به ایجاد لذت فرزند داشتن و فرزند آوری در بین زوجهای جوان و افزایش گرایش به ازدواج اشاره کرد. گرایش به ازدواج و فرزندآوری و بقای نسل اساساً در زمره نیازهای فطری انسان است که این نیاز فطری و گرایش طبیعی بهواسطه شرایط خاص تربیتی و همچنین شرایط جامعه ممکن است دستخوش تغییراتی شود. در نتیجه فراهمسازی بستری که در آن افراد مایل به زندگی عادی و سالم باشند اصل اساسی است. همچنین با توجه به اینکه فضای مجازی امروز در اختیار گروههای معاند و دشمنان میباشد طبیعی است هر چه حضور ما در فضای مجازی مثبتتر و سازندهتر باشد و تلاش در راستای احیای سلامت جامعه و جمعیت کشورمان صحیحتر باشد این امر باعث میشود که شاهد به حاشیه رفتن صفحات معاند باشیم. بر مبنای یافتههای پژوهش، پیشنهاد میشود نقش رسانههای داخلی و خارجی بر تشدید گرایش خانوادهها بر تکفرزندی مورد مقایسه قرار گیرد. از سوی دیگر، پیامدهای ازدواج دیرتر از موعد بر گرایش به تکفرزندی میان زوجهای جوان مورد بررسی قرار گیرد. از سوی دیگر یکی از اصلیترین محدودیتهای پژوهش، نبود مبانی نظری داخلی بود که محقق را مجبور به استفاده از دستاوردهای سایر پژوهشگران خارجی کرد؛ در نتیجه تعمیمپذیری یافتهها کمی دشوار به نظر میرسد.
[1]. Grounded Theory [2]. Polit, & Hungler [3]. Strauss & Corbin [4]. Open Coding [5]. Axial Coding [6]. Selective Coding [7]. Tustworthiness [8]. Credibility [9]. Dependability [10]. Transferability [11]. Confirmability [12]. Khadivzadeh [13]. Li
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,358 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,121 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||